عشق و تعهد دو بال پرواز موفقیت‌آمیز در زندگی

روایت سالمند موفق_با شنیدن کلمه سالمند شاید اولین تصویری که به ذهن انسان متبادر می شود، دسته ای از مردان با با موها و ریش های سفید که روی نیمکت های پارک نشسته اند و به دوردست خیره شده اند. گاهی عصا و یا واکر در کنار خود دارند و برخی هم مشغول حل جدول و یا بازی شطرنج با دوستان خود هستند.

اما امروز و به مناسبت هفته جهانی سالمند به سراغ خانمی  آمده ایم که از چهره های دیرآشنا و همکار قدیمی ماست.

خانمی که از همه نشانه‌های سالمندی، تنها سن شناسنامه ای اش را دارد. چهره شاداب و سرزنده و حرکات چابک و از همه جالب تر و زیباتر حافظه حیرت انگیز او، هیچ اثری از سالمندی در خود ندارد.

او نوه حاج ملاهادی سبزواری و از طرف مادری نیز نوه استاندار خراسان در عهد ناصری است.

 پروین شریعتمداری در ششم  آبان سال ۱۳۳۰ از پدر و مادری فرهیخته متولد شده است. پدری فرنگ رفته و دنیا دیده که با تمام توان و امکانات خود از ادامه تحصیل دخترش حمایت می کند و  همین حمایت  های بی دریغ و پدرانه شروع زندگی علمی و حرفه ای او را رقم می زند.

خانم شریعتمداری مدرک کارشناسی خود را در رشته روانشناسی از دانشگاه شهید بهشتی(ملی سابق) می گیرد.

شریعتمداری می گوید: پس از فارغ التحصیلی به مدت یک سال و نیم به عنوان روانشناس در بخش روانپزشکی بیمارستان شهدای (فعلی) کاری کردم و بعد برای ادامه تحصیل به خارج از کشور رفتم. در شهریور سال ۱۳۵۵دوباره به وطن بازگشتم. و دوباره به همان بیمارستان رفتم و در طرحی تحقیقاتی راجع به بیماری های روانی و اعتیاد به مدت دو سال حضور داشتم. در سراسر تهران از شمال تا جنوب و دروازه غار و ... به در خانه های مردم می رفتیم و پرسشنامه های طرح را پر می کردیم.

از فروردین ماه سال ۱۳۵۷ به معاونت بهزیستی که آن زمان زیرمجموعه وزارت بهداری بود رفتم و اولین پست من در وزارت بهداری (کارشناس برنامه ریزی کانون های کارآموزی) بود. این کارآموزی مختص کودکان خلافکاری بود که در شهرهای مختلف دستگیر شده بودند.

پیروزی انقلاب اسلامی و تشکیل سازمان بهزیستی کشور 

هسته اولیه بهزیستی همان معاونت بهزیستی وزارت بهداری بود که آن زمان ۲۲ نفر پرسنل داشت و اکنون ۳ نفر از آنها زنده هستند و من هم یکی از آنها هستم.

دکتر موسوی زادگان مدیر کل امور اجتماعی، دکتر باقر لواسانی(از شهدای هفتم تیر) معاون و دکتر فیاض بخش مدیرکل امور توانبخشی معاونت بهزیستی بود که در اوایل انقلاب به فکر افتاد تا از همه ارگان هایی که جداگانه خدمات رسانی می کردند؛ یک سازمان واحد تشکیل دهد.

انجمن ناشنوایان، انجمن نابینایان، انجمن حمایت از کودکان و نوجوانان، سازمان زنان، بنیاد پهلوی و...بیست و چند ارگان زیر یک پرچم به اسم وزیر مشاور رفتند و  شهید فیاض بخش از هیأت دولت پست داشت و در جلسات شرکت می کرد و در سال ۱۳۵۹ سازمان بهزیستی را تشکیل داد.

من همیشه دو سال از سازمان بهزیستی بزرگتر هستم و دو سال قبل از تأسیس، کارمند این سازمان بوده ام!

کارهایی در بهزیستی انجام داده ام که از نظر خودم کارهای بزرگ و اثربخشی بوده اند. تامین وام قرض الحسنه قالیبافی مددجویان که از ابتدای دهه ۷۰ تا سال ۸۵ یعنی به مدت ۱۵ سال این وام پرداخت می شد.

از وجوه اداره شده در بودجه سازمانی برای اشتغال مددجویان و با همکاری بانک مرکزی، اعتبار می گرفتیم.

در همه این سالها با تمام توان کار می کردم. در تمام معاونت‌ها و حوزه های فنی سازمان  خدمت کرده ام و  یاری رساندن به قشر محروم جامعه و مددجویان همیشه  برایم جایگاه ویژه ای داشت.

بازنشستگی و همچنان ایستادگی 

در دی ماه سال ۱۳۸۶ از سازمان بهزیستی بازنشسته شدم و البته که از خدمت رسانی هرگز بازنشسته نشده ام و نخواهم شد.

مدیریت امور اداری یک مرکز آموزش هتلینگ را بر عهده گرفتم و تا یک سال بعد که همسرم عمل قلب باز انجام دادند و برای مراقبت از ایشان، از آن مرکز خارج شدم.

در سال ۱۳۹۰ بعد از پیگیری های فراوان اتاقی در ساختمان ستاد بهزیستی به ما دادند و کانون بازنشستگان سازمان بهزیستی کشور را با همراهی و همدلی برخی دوستان و همکاران بازنشسته در ستاد بهزیستی راه اندازی کردیم و تا به امروز که همچنان در خدمت بازنشستگان هستم، ۴۷ سال است که در بهزیستی سابقه کار دارم.

عشق و تعهد شرط بقا و موفقیت

رمز و راز موفقیت در هر کاری عشق واقعی و خالص است و به این امر باور دارم. به جمعیت و سازمان بهزیستی علاقه داشتم و کارهایی انجام می دادم که نیاز به حضور شبانه روزی داشت و چون به کارم متعهد بودم، فشار و سختی کار را احساس نمی کردم.

اگر دوباره به عقب بازگردم، باز هم همان کارهای خیر و خدمت به مددجویان را انتخاب می کردم؛ کاری که رضای خداوند در آن است و دعای خیر مردم همیشه پشت سر انسان است.  

کد مطلب 210245

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
9 + 4 =

خدمات الکترونیک پرکاربرد